صادق زاده: نگارگری امروز ما به «استمرار» نیاز دارد نه به «تکرار»
 

صادق زاده: نگارگری امروز ما به «استمرار» نیاز دارد نه به «تکرار»

§     بعنوان مدخل ورود به بحث، ارزیابی و جمع بندی کلی شما از وضعیت فعلی نگارگری ایران چیست؟

·    نگارگری امروز ما از یک طرف ریشه در تاریخ و سنت دارد و از یک سو نگاه و افقی به سوی آینده، اگر «معاصر» را زمانبندی کنیم از شکل گیری هنرستان ها به شیوه جدید تا امروز یعنی از 70، 80 سال پیش و بعد تأسیس دانشکده هنرهای زیبای تهران و اصولاً در چنین پروسه ای بلحاظ کمیت، مقداری رشد بوده و طرح ریزی و برنامه ریزی و گسترش آموزشکده ها را داشتیم ولی بلحاظ کیفیت و بحث خلاقیت مبحث جداگانه ای است. افرادی که «نگارگری» را فقط یک واژه تلقی می کنند و به هر چیزی اطلاق می کنند باید توجه داشته باشند که ما چند گروه و دسته تحت این عنوان کلی داریم که باید از هم تفکیک شوند تا نگاه ما به مسأله واقع بینانه تر باشد. مثلاً به کسانی که صنایع دستی در مقیاس تولید انبوه کار می کنند می گویید نگارگر، بخشی هنرجویان این هنر و عده ای هم مربی هستند. یک بخشی هم مقلدان نگارگری هستند. مقوله اصلی را به نظر من باید در پیکره اندیشه گرای نگارگری، در کار اساتید صاحب قلم جستجو کنیم که «هویت فردی» و «شیوه ابداعی شناخته شده» دارند. خود همین اساتید هم دو گروهند: عده ای کار فردی کرده اند و عده ای هم جریان ساز و اثرگذار بوده اند. در یک جمله باید خلاصه کنم: نگارگری امروز ما وظیفه سنگینی بر عهده دارد از آن رو که جریان ها و حرکت های هنری دیگر هم در این سال ها بموازات نگارگری رشد کرده اند و حال و هوای نقاشی و هنرهای دیگر را نو کرده اند و نگارگری بعنوان بخشی از تمامیت هویت هنری اصیل و ریشه دار ایرانی باید به آنها و به هنر معاصر پاسخگو باشد.

§   با توجه به این نکته ای که اشاره کردید ضرورت پاسخگویی نگارگری به نیازها، مقتضیات و دغدغه های امروز و نسل کنونی، حالا این پرسش پیش می آید که نگارگری در نسبت با بحران ها، چالش ها، دغدغه ها و تشویش های نسل امروز، در نسبت با افق فکری و هیجان ها و تلاطمات ذهنی و درونی این نسل پرسشگر و اهل تردید چه موضع و موقعیتی برای خودش تعریف کرده و چقدر به این فضاها نزدیک شده؟

 

·    این سوال شما پاسخ چند وجهی دارد. پاسخگویی به زمان و بحران ها و شرایط و دغدغه های امروز و این نسل، بخشی از کار است کما اینکه در هنر غرب هم همینطور است. نگارگری ما همیشه نگاه فرازمانی داشته و نباید درگیر موضوع هایی مقطعی باشد وگرنه به آن ایده ها و ماهیت تعالی گرای نگارگری آسیب می رسد. اما از طرفی مخاطب امروز هم نیازهایی دارد و فکر می کنم نگارگری امروز پتانسیل و قابلیت چنین ارتباطی را دارد چون در طول تاریخ ثابت کرده و همین که چندین قرن خودش را زنده و سر پا نگه داشته و همه موانع را پشت سر گذاشته پس قابلیت نو شدن و به روز بودن را در خودش داشته.

·    مطمئناً نگارگری امروز هم با چنین پیشینه و پشتوانه ای در فرهنگ ایران قابلیت دارد که بر پایه های سنت و حکمت هنری ما حرف برای نه تنها ایران که برای مخاطب آن سوی مرزها هم برای گفتن داشته باشد. اما این تنها با مهارت حرف نگارگر ما بر تکنیک و فنون اجرایی ممکن نمی شود. باید به آداب معنوی و ساحت های درونی این هنر هم وقوف یافت که این اشراف بر ساحت های معنایی در ترکیب با شناخت از زمانه و هنر جهان و مخاطب جهانی می تواند به آن نقطه قابل اطمینان برسد. در کار بسیاری از نگارگران صاحب قلم امروز می بینیم که تلاش می کنند با تکنیک های جدید، مضامین متنوع و مواد و مصالح جدید کار کنند، تنوع موضوعی در نگارگری معاصر به چشم می خورد که فراتر از اسطوره ها و المان های سنتی و تثبیت شده در نگارگری، حتی نگاه زیست محیطی، صلح جهانی، مضامین طنز و ... دارند و این قبلاً سابقه نداشته و جسارت هنرمند ما را در کاوش و کشف حیطه های تازه برای خلاقیت و داشتن یک نگاه و زبان نو به نمایش می گذارد.

§     کمی هم از آسیب شناسی نگارگری امروز بگویید:

·    آسیب شناسی مبحث وسیعی است و در این هنر به طور خاص به چند مسأله بستگی دارد. یکی بخش اداری و اجرایی است، یک بخش خود جامعه نگارگران، یک بخش مخاطبان این هنر و بخش دیگر هم موانع اجرایی است. تغییر مداوم مدیریت ها و عدم برنامه ریزی منسجم و فقدان ثبات در برنامه ریزی و سیاستگذاری از جمله این مشکلات است. نگارگری احتیاج به یک سیاستگذاری ثابت و منظم و با برنامه دارد که رشد کند اما این نیست. مقوله دیگر مخالفت هایی است که با نگارگری می شود مخصوصاً در حیطه های آموزش و دانشگاهی. من در اینجا به «نوگرایی وارداتی» اشاره می کنم که حاصل نگاه نامتوازن جامعه هنری ما به غرب است.

یک بخش هم جامعه داخلی و بدنه کاربران نگارگری است که من اصطلاح «مقلدان تکرار شونده» را در موردشان به کار می برم که این گونه افراد بلحاظ صنعت و تولید کار دست قوی پیدا می کنند اما در بهترین حال، تنها یک مقلد صرف هستند و اگر این بشود شاخص و الگو آنوقت به خلاقیت و ابداع گری ضربه جدی می زند. یکی دیگر از مشکلات به آمارگرایی و کمیت گرایی مسئولان برمی گردد و نوع و تعداد و تعدد جشنواره ها که به جای اندیشیدن بی نتیجه و خروجی این برنامه ها فقط به آمار در ارقام اکتفا می شود و به جای کیفیت آموزشی و جذب استعدادهای خاص به تنها پر کردن کارنامه مدیریتی مد نظر قرار می گیرد. مشکل دیگر نبودن قوانین مناسب جهت حمایت از آثار نگارگری در جامعه و نشر آن و حفظ مالکیت معنوی هنرمند است که برای نگارگری ما ایجاد دلسردی و بی انگیزگی می کند. مسائل دیگری هم هست از جمله تأثیر اندیشیدن و حکمت اسلامی بر تکامل و غنای این هنر که بلحاظ آسیب شناسانه یک نقطه جدی و قابل تأمل را باید در ضعف و خلاء تئوریک دانست. ضعف تئوریک است که هنرمند را با ریشه ها و خاستگاه های معرفتی و هویتی این هنر دچار گسست و فاصله می کند. همانطور که نگارگر گذشته از این تئوری همچون یک منبع مولد تغذیه می شد و همین است که نگاه هنرمند امروز را به سمت خارج می برد آن منبع الهام بخش و مولد که باعث پیشرفت نگارگری بوده اگر نباشد یا دچار ضعف شود هنرمند را هم ضعیف و بی رمق می کند. یک مشکل دیگر، ناآشنایی بسیاری از جامعه و مخاطبان بالقوه این هنر با ارزش ها و سنت های پیشین است که باید این را بپذیریم. بهر حال بخشی از جامعه که کم هم نیست از تاریخ و هویت خودش بریده و گسسته شده و حرکت مستمر و پیگیر و حساب شده ای هم برای این آشنا کردن و پیوند دادن از طرف مسئولین صورت نگرفته و شاید یکی از معدود اتفاق های جدی واقعاً بزرگ و ماندگار در این عرصه، چاپ شاهنامه شاه طهماسبی توسط فرهنگستان هنر بود. این بریدگی و انقطاع از ارزش های پیشین را باید جدی گرفت و نظام ما فکری به حالش کند چرا که به مشکل یک بحران فراگیر دارد خودش را نشان می دهد. من معتقدم در مسیر دفاع آگاهانه از این سنت ها دچار یک خلاء جدی شده ایم. مشکل دیگری که هست عدم انعکاس مناسب فعالیت های هنرمندان نگارگر ماست و این سوال همیشگی من بوده که چرا یک شبکه تلویزیونی مختص هنر و فعالیت های هنری تا امروز نداشته ایم. با وجود اینهمه شبکه های متعدد نمایشی؟ مگر یکی از عوامل تکوین و بقای هویت تاریخی فرهنگی ما هنر نبوده و اساساً مگر جهان، ایران را قرن هاست با هنرش با آن همه درخشش و اوج نمی شناسد؟

 این شبکه هنری می توانست با پوشش رسانه ای قوی و مطلوب، همه فعالیت های هنری داخل کشور و حضور هنرمندان ایرانی در سراسر دنیا را بازتاب دهد و به هنرمندان ما دلگرمی دهد. این شبکه می توانست از ارزشهای هنری سنتی ما و حکمت هنر ما کاملاً تغذیه شود و سطح فهم عمومی را از هنر ارتقاء دهد و مباحث مهمی مثل اقتصاد هنر و مالکیت معنوی را مطرح کند. الان ما حتی در سطح شهر و تبلیغات شهری هم حتی روی یک بیلبورد که ویترین های شهر و چشم اندازهای شهرند یک بار نمی بینیم که از آثار فاخر نگارگری و نقاشی ایرانی الهام گرفته شده باشد در حالیکه در کشورهای دیگر جهان این کار را کرده اند و نتیجه هم گرفته اند.

§     تلقی شما از اقتصاد هنر نگارگری چیست؟

·    ببینید؛ اثر هنری بعد از این که بوجود آمد و تولید شد فارغ از موضوعیت معنوی اش یک کالای اقتصادی قابل عرضه محسوب می شود و می تواند سرمایه گذاری شود و پشتوانه مالی شود. شیوه های بازاریابی و برخوردهای درآمدزا با آثار هنری را می شود از کشورهای دیگر گرفت. متأسفانه در حال حاضر تنها یک دسته آثار که بیشتر وجهه نوگرایی و مدرن بودن دارند جایی در این بازار یافته اند و یک گله ای هم از مسئولین باید داشت که با اندیشه های هنری اساساً نام آشنا هستند و اگر هم بخواهند حمایت کنند بودجه تخصیص داده شده را درست مصرف نمی کنند. یک بخش دیگر هم که در سیستم دولت، ناقص اجرا می شود عدم اجرای خرید آثار است با وجود مصوبه قانونی مجلس که اجازه خرید آثار هنری را به ارگان های دولتی داده با همان قانون یک درصد معروف، خوب مجلس اینجا کار خودش را کرده چرا دولت اجرا نمی کند؟ یک بخش قضیه هم مربوط است به وزارت فرهنگ و ارشاد که چنین مرکزیتی که از متولیان و سیاست گذاران اصلی است نباید به چرخه روزمرگی بیفتد که فقط حقوق کارکنان خودش را بدهد و به جای راهگشایی در این امر و تخصیص اعتبار به مراکز فرهنگی و هنری که بدنه فرهنگ و هنر کشور و نمایی از هویت معنوی آن هستند تنها در روزمرگی خود سیر کند. همینجا اشاره کنم که مقوله بیمه آثار هنری هم در کشور ما هیچ تعریفی نشده و باید حمایت کرد چرا که اینها کالاهای معمولی نیستند. باید اقتصاد هنر، به اقتصاد جهانی وصل شود چرا که اگر منحصر به داخل باشد رشد نمی کند. این اقتصاد باید در چرخه جهانی تعریف شود.

§   به نظر شما این هنر قابلیت و پتانسیل این را دارد که به بازارهای جهانی راه پیدا کند و مخاطب جهانی داشته باشد؟

·    قطعاً این چنین است و متأسفانه در سال های اخیر به این ضرورت توجهی نشده. شما یک موردش را در استاد فرشچیان می بینید که در تمام دنیا حرف برای گفتن داشته و در کشورهای مختلف نمایشگاه داشته که با استقبال وسیع روبرو شده و یونسکو تقدیر کرده و ... ما وقتی آسیب شناسی می کنیم و می گوییم نوگرایی وارداتی این هست و موقعی که حیطه های اندیشه ای غرب را به کار خود منتقل می کنیم آنجا حرف تکراری تلقی می شود برای این است که باید حرف خودمان را بزنیم و درست و اصولی هم بزنیم هم در استمرارش و هم در اطلاع رسانی و بنیان ارزش هایش خودمان باید تئوری پردازی کنیم و مولف و ابداعگر باشیم. افتخارات موزه های به این است که آثار گذشته ایران را با همان هویت اصیل و کهنش در اختیار دارند.

§   در کارهای شما همیشه حضور پررنگ و مداوم نوآوری و نوجویی را می بینیم. تجربه خودتان را از نوگرایی در نگارگری بگویید.

·    نوآوری به نظر من یک پشتوانه نظری و مفهومی دارد و امروز هم نیاز به تئوری دارد. نوآوری ریشه تاریخی و نیاز امروز ماست. بنده معتقدم نگارگری ما قابلیت هایی را در خود نشان داده که قابل استمرار است نه در «تکرار» که در «تداوم». یعنی با شرایط و نیازهای روز و تلفیق با توانمندی های ذاتی سنت و تغییراتی با حفظ ریشه های گذشته که برمی گردد به جسارت و شجاعت دفاع منتقدان و داشتن یک نگاه باز که اگر تغییری ببینند نگویند فضای اصیل سنتی را تخریب کرده! نیاز امروز ما یک نگاه «نو- سنت گرایی» است که پایه ها و مبانی را بر اساس فضاهای سنتی حفظ کند به اضافه تنوعی که هم در تکنیک می تواند رخ دهد هم در حیطه مضامین و مفاهیم جدید و هم در ابعاد اجرایی که دیگر محدود به کتابت و کتاب آرایی نباشد آن چنانکه واژه مینیاتور را سال ها به غلط در تلقی ریزنگاره استفاده می کردیم. همین بود که موجب ابداع واژه نگارگری به جای مینیاتور شد. مخاطب جدید از پی خود، فضاهای جدید ایجاد می کند. من خودم تلاشم را در این سال ها معطوف به همین کرده ام. در شهری که زندگی می کنم (اصفهان) حرکت های جدی و خوبی با نگاه به آثار فاخر مکتب اصفهان که پیشینه ارزشمندی دارد شکل گرفته.

§     یک پرسش مهم اینجاست که اساساً در ذات نگارگری، امکان نوآفرینی و نواندیشی وجود دارد؟

·    بله من بر این باورم و دلایلش هم واضح است. از «مانی» تا امروز حدود 1800 سال این سنت نقاشی ایرانی جلو رفته تا به امروز رسیده، «مسافر فرهنگ» این کشور بوده و با حفظ ریشه ها و اصالت هایش تن به تغییر داده و اگر این استعداد در درونش نبود اصلاً تا امروز دوامی نداشت. نگارگران، می توانند با این قابلیت به افق آینده نگاه کنند.

§     ارزیابی شما از دوسالانه نهم چیست؟

·    من سیر دوسالانه را که در یک بستر زمانی حول و حوش 20، 25 سال شکل گرفته از ابتدا تا امروز در یک برآیند کلی مثبت می بینم  اما در نوعیت اجرا تفاوت بوده در بعضی دوره ها اجرا محدود به سلیقه و نگاه شخصی بود و این تجربه ناموفق نشان داد که اگر از «خرد جمعی» نگارگران کشورمان بهره بگیریم موفق تر خواهد بود. به نظر من امسال تنوع بیشتر در تکنیک ها بود و بخش تازه ای که دارد جان می گیرد بخش طراحی است که به باور من آنقدر مهم است که می شود یک دوسالانه مستقل برایش با عنوان «طراحی نگارگری» در نظر گرفت و برنامه ریزی کرد. چون طراحی یک هنر فیگوراتیو و فرم گراست و نگارگری هم یک هنر موضوع گراست. انتزاعی نیست به اضافه حکمتی که در ذات خودش حامل آن است. طراحی در تنوع تکنیک و تنوع قلم می تواند در پیوند با نگارگری به آن کمک کند و مکمل آن باشد. در قسمت طراحی نگارگری به یک توانمندی فکری ویژه ای نیاز است که در ترکیب خلاق طراحی و نگارگری یک اتفاق بهتر را رقم بزنند. در بخش تذهیب، کیفیت ریز نگار آثار، بیشتر به چشم می خورد که معتقدم رفتن به سمت ریزنگار، تکرار تکنیکی 400 سال پیش است با توجه به این که اثر امروز، کارکرد کتابت و کتابت آرایی ندارد و به دیوار آویخته می شود. قابلیت های تذهیب را با یک نیازسنجی برای امروز باید کاوش و کشف کرد و جستجوهای آگاهانه تر و خلاق تری بر این اساس انجام داد که آیا تذهیب باید تا همیشه در همین شهرها و ریزنگاره ها منحصر بماند؟ در بخش تشعیر هم به دلیل تک رنگ بودن به طراحی و توانمندی های طراحانه مربوط می شود. در گل و مرغ اصولاً تکرار مضمون و عدم تنوع تکنیکی و تکرار ترکیب بندی ها این هنر را متأسفانه دچار یک رخوت زدگی و تکرار کرده و نظر من این است که اگر این شاخه با سواد و نگاه گرافیکی همراه شود و مطالعه بیشتری روی آن صورت گیرد که یک اثر را صرفاً به خاطر تکنیک پرداز به نگارگری منسوب نکنیم باز هم شاهد اتفاق های تازه ای خواهیم بود.

§     و سخن آخر؛

·    به دلیل این که اصفهان پیشینه و پشتوانه قوی در طراحی نگارگری داشته اعلام می کنم که اصفهان می تواند یک پایگاه معتبر و جدی برای این دوسالانه باشد.

§     با تشکر از این که با دقت و ریزبینی همه ابعاد و دامنه های بحث را به طور مشروح، بازشکافی و تحلیل کردید.

 

   زمان انتشار: سه شنبه ٢٨ بهمن ١٣٩٣ - ١٠:٣٩ | نسخه چاپي

خروج