آسیب شناسی هنر نگارگری از نگاه یک پیشکسوت

  مجید مهرگان: در عرصه هنرهای سنتی و ملی «خودزنی» کرده ایم!
 

استاد مجید مهرگان هنرمند صاحب نام و پیشکسوت هنر نگارگری در حاشیه نهمین دوسالانه ملی نگارگری ایران در گفتگو با «عیار» به طرح مباحثی از جمله آسیب شناسی و علل رکود و تنزل در هنرهای سنتی از جمله نگارگری و نقاشی ایرانی، مسأله نوآوری در نگارگری امروز و نیز ارزیابی آثار به نمایش درآمده در نهمین دوسالانه ملی نگارگری ایران که هم اکنون در موسسه فرهنگی هنری صبا (فرهنگستان هنر) در حال برگزاری است پرداخت این گفتگو را در ذیل می خوانید:

·        عمده ترین موارد در آسیب شناسی هنر نگارگری در سال های اخیر از نظر شما کدام است؟

§   از دید من مهمترین عامل ضعف، رکود و تنزل این هنر در این سال ها از هم پاشیدن کادر تخصصی و مجرب وزارت فرهنگ و هنر سابق بود که پس از قرار گرفتن هنرستان های هنرهای تجسمی و موسیقی زیر چتر وزارت آموزش و پرورش اتفاق افتاد. چون این وزارت کادر تخصصی و حرفه ای برای تربیت و آموزش هنرجویان نگارگری و کلا هنرهای سنتی نداشت. این رشته ها که تعطیل شد رشته نگارگری هم حذف شد و دیگر تدریس نشد. علت افت این هنر در بعد از انقلاب هم همین است. پیش از ا نقلاب ما رشته نگارگری داشتیم که بعد از رفتن زیر پوشش وزارت آموزش و پرورش رفته رفته دوران افول خود را  آغاز کرد و هر چه ما گفتیم و فریاد زدیم و هشدار دادیم فایده ای نداشت. این رشته هم رو به فراموشی رفت. الان این نگارگرها که داریم می بینیم منحصر شده به اینکه هنرجو نگاه می کند به کتاب هایی که در نگارگری چاپ شده جلویش می گذارد و از روی همان طرح ها عین به عین تقلید می کنند و بدون هیچ آموزش فقط بر اساس ذوق فطری خودشان کار می کنند. خوب این ذوق فطری هر ایرانی است که با این هنرهای ظریف یک نسبتی و نزدیکی ذاتی دارد در هر چند نفر یک نفر مستعد چنین هنرهای پیدا می شود تا اینکه آقای معلم ریاست فرهنگستان هنر به بنده پیشنهاد کردند از اول، اصول و مبانی این هنر را در فرهنگستان تدریس کنم و بنده هم با وجود مشکلات متعدد بلافاصله استقبال کردم چون دلم برای این استعدادهایی که در وضعیت فعلی دارند تباه می شوند می سوزد.

 

·        وضعیت امروز و جایگاه کنونی هنر نگارگری را چطور ارزیابی می کنید؟

§   ببینید الان همین حراج های هنری که باب شده و چکش می زنند و آثار با مبالغ قابل توجهی هم به فروش می رسد کوچکترین نگاه و عنایت به هنر نگارگری و نقاشی ایرانی ندارد. اصلاً نگارگری ما هیچ جایی برای عرضه خود در چنین فضایی ندارد. وقتی هم که اعتراض می کنیم پاسخ این است که این حراج ها فقط مال نقاشی مدرن است. کدام مدرن؟ اصلاً سوال من این است که ما کدام مبادی و مقدمات و مقتضیات مدرن شدن در هنر و نقاشی را در این مملکت پشت سر گذاشته ایم که حالا بگوییم نقاشی مدرن داریم؟ موج هایی که می آید و می رود و عده ای مقلد را بدون آگاهی تئوریک از فلسفه هنر مدرن دنبال خود می کشد و یک سری کپی دست چندم از نقاشان غرب را بیرون می دهد چطور می شود نام مدرن رویشان گذاشت؟

§   غرب از بعد رنسانس بطور اصولی، مبناها و خاستگاه های مدرن شدن را در فلسفه اش، در هستی شناسی اش و بعد در ادبیات و هنرش تعریف کرد تا به اینجا رسید. ما هم همین راه را طی کرده ایم که ادعای نقاشی مدرن کنیم و آن وقت نقاشی چند هزار ساله خودمان را هم اینطور قربانی کنیم؟ از طرف دیگر هیچ مدیریت و حمایت جهت بخش و برنامه ریزی هم برای این هنر نداریم. نه آموزش نه راهبری و نه یک برنامه منسجم و مدت دار و از روی فکر و تدبیر، هیچ چیزی نیست. هیچ حمایتی برای تقویت این هنرها از طرف مسئولین نمی شود و من مقداری بوی توطئه فرهنگی حس می کنم. ببینید الان در امارات عربی فستیوال تذهیب برگزار می کنند از من هم دعوت کردند که جوابشان را ندادم آنوقت ایران که مرکز و سرچشمه هنر تذهیب و طراحی نقوش تزیینی است در این زمینه هیچ کاری نمی کند و همه فرقها را دارد یکی یکی از دست می دهد و اینهمه استعدادهای سرگردان هم در گذر زمان بی انگیزه و خاموش می شوند.

·        برگزاری این دوسالانه چطور؟

§   این دوسالانه هم با این شکل برگزاری اش هیچ معنایی ندارد. چون هیچ کاری برایش نکرده اند. نه آموزش نه جهت دهی و مخاطب شناسی و نیازسنجی فقط و فقط یکسری کار را انتخاب می کنند، نمایش می دهند و می رود تا دوسالانه بعدی و دیگر هیچ. من هزاران بار با وزیر، مسئولان مربوطه صحبت کرده ام استاد فرشچیان رفته اند اما هیچ فایده ای نداشته و هیچ کاری نکرده اند. الان رشته دانشگاهی زده اند «نقاشی ایرانی» خوب این وقتی مدرسه اش نیست که از خردسال مثل مدرسه موسیقی از بدو طفولیت روی هنرجو کار کند دانشگاهش به چه درد می خورد؟

§   به این ترتیب ما بخشی از هویت خود را رسماً و علناً کان لم یکن و ملغی اعلام کرده ایم. نه توجه، نه حمایت، حتی در حراج ها هم که همه چیز هست جز نگارگری. الآن نقاشیخط را هم مدرن می دانند و چکش می زنند اما نگارگری هنوز بخت ورود به این عرصه را هم نداشته علتش چیست؟ ما نمی دانیم. مسئولین باید توضیح بدهند دستگاه و متولی هم اصلاً نداریم. در چنین اوضاع و احوالی جناب آقای معلم رئیس فرهنگستان به من پیشنهاد دادند این هنر نقاشی ایرانی را که از قبل از هخامنشیان در این کشور سابقه و ریشه دارد و نمونه هایش در همه موزه های بزرگ دنیا پراکنده است ما آموزش بدهیم. پایه و اصول و مبانی این هنر را به هنرجویان مستعد و علاقمند بر اساس یک فراخوان و ثبت نام و انتخاب هنرجویان برگزیده آموزش بدهیم. حیف است این هنر چند هزار ساله بخاطر بی توجهی ها و ندانم کاری ها از بین برود.

·        به نظر شما در خصوص مسأله نوآوری در هنر نگارگری و نقاشی ایرانی چیست؟

§   ببینید تنها نوآوری که شده توسط کسانی بوده که از همین هنرستان ها درآمده اند یا با آن در ارتباط بوده اند. من خودم بعنوان مثال نوآوری هایی داشتم. شما بررسی کنید هر کس که در این هنر نوآوری داشته پیوندش با آن مبانی محکم بوده. باید مبانی این هنر، تاریخ و پیشینه این هنر و سبک های مختلف این هنر را کامل شناخت و بر آن مسلط بود تا بتوان نوآوری کرد. وقتی هیچ چیز را نمی شناسیم کدام نوآوری؟ در یک کلمه بگویم ما در زمینه هنرهای سنتی و ملی «خودزنی» کرده ایم. یک خودزنی تاریخی یعنی همه آنچه داشته ایم به هیچ انگاشتیم ما داریم با تیشه به ریشه خودمان می زنیم و نمی فهمیم عواقب و سرانجام این راه چیست این است که من در چنین فضایی از پیشنهاد آقای معلم و فرهنگستان هنر بی درنگ استقبال کردم چون آغاز یک کار جدی و یک رویکرد درست می تواند باشد.

 

·        شما یکی از داوران دوسالانه نهم بودید، ارزیابی شما از آثار این دوره چه بود؟

§   من همان معضل ریشه دار قدیمی را در همینجا و همین دوسالانه هم می بینم؛ یک استعداد فطری و ذوق غریزی در هنرجویان هست اما فقدان آموزش و نگاه تخصصی به وضوح پیداست. احتیاج به کمک و راهیابی دارند از پایه اما هیچ سیاستگذاری منسجمی نیست.

 

·        و هر سخن دیگری در پایان این گفتگو؟

§   یک نکته که به ذهنم رسید قابلیت بالای نگارگری ما برای جذب توریست و مخاطب جهانی است. در یک بازاریابی جهانی برای این هنر می توان سرنوشت نگارگری ما را تغییر داد و نمی دانم چه سیاستی است که در این حراج ها نگارگری ما جایی ندارد اما فقط با یک تدبیر و نگاه آینده نگر می شود این هنر را نجات داد.

 

 

   زمان انتشار: دوشنبه ١٥ دی ١٣٩٣ - ١٤:٥٠ | نسخه چاپي

خروج